۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

روزهای تکراری

یه وقتایی هست آدم حرف زیاد داره برای گفتن ، اما واژه ها قالش میزارن !!
مثل این روزای من که یه گونی حرف دارم برای گفتن
و
زبانم در دهانم باز بسته است !!

۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

عشق

من كه كاره اي نبودم من گوشه ي حياط زندگي ام حافظ مي خواندم و ليلي و مجنون ، من همه ي حواسم به شيرين و فرهاد خودم بود ، من داشتم باغچه ي زندگي ام را گل كاري مي كردم . من كه كاره اي نبودم.
هر چه فكر مي كنم ميبينم من كه دور قلمرو دلم را حصار كشيده بودم و شش دنگ حواسم بود كه كسي خواسته و نا خواسته وارد حريمش نشود مگر تابلو ورود ممنوع قلبم را نديدي ؟
دل من تنها يك در ورودي داشت حصار ها كه سالم بودند ، پس تو از كجا وارد شدي و جولان دادي
خيلي بي سر و صدا وارد شدي و الان هم فكر ميكني مي تواني بي سر و صدا بروي !

من كه كاره اي نبودم ، من فقط دلم به حال فرهاد مي سوخت ، چه مي دانستم سرنوشتم با او يكي مي شود .
من چه مي دانستم عشق هم شيرين است هم تلخ است و هم زيبا و هم خطرناك ، من كه اين همه طمع را با هم امتحان نكرده بودم .

من كه كاره اي نيستم ! همه چيز دست ديگري ست !
من دوباره مي خواهم به باغچه ي زندگي ام برسم ولي شايد با حواس جمع تر !

۱۳۸۹ خرداد ۲۹, شنبه

تابستانه

شب هاي تابستان را دوست دارم ، آن وقت هايش را كه روي پشت بام مي نشينم و به تو فكر مي كنم !

+ بي خيال از همه ي چيزهايي كه يك روز برايم مهم بودند !

۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه

لپ تاب

میگم میخوام لپ تاب بخرم 200 تومن کم دارم بهم میدی ؟؟!
میگه تو از عید به بعد اینقدر حقوق گرفتی چه کارش کردی ؟!
میگم ماشااله هزار ماشااله حساب دقیقش رو از خودم بهتر میدونین !
میگه حالا بگو چی خریدی ؟!
براشون لیست میکنم 40 تومن فلان چیز ، 50 تومن بهمان چیز ،... آهان یادم افتاد 45 تومن قلم تراش خریدم !
با تعجب میگه همه ی اینا قبول ، قلم تراش دیگه چه صیغه ایه بیار ببینمش !
45 تومن دادی چاقو خریدی ؟؟!
میگم با چاقو که نمیشه قلم خوشنویسی تراشید !
میگه خب منم نمیدم !
میگم این همه از من اطلاعات گرفتی که آخرش اینو بگی !!



+ چون ولخرجی بهت نمیدم !!

من

این روزها نگرانی و دلشوره شده است قوت هر روزه ام !

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

خودت رو خسته نکن !

از هر کس به اندازه شعورش توقع داشته باش !

۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

دست من نیست که !!!

اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط میزنم

از دل تنگ تموم آدما
از شب و روز خدا خط میزنم