‏نمایش پست‌ها با برچسب .... نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب .... نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

...

من شراب از شما نمی خواهم
شهد ناب از شما نمی خواهم
ساقی شوکران من نشوید
شِکراب از شما نمی خواهم
به سرابم ره گمان نزنید
سر ِآب از شما نمی خواهم
زشت و زیبای چهره ام ، خوش باد
من نقاب از شما نمی خواهم
ای ز اسبم فکنده ، نا اصلان !
همرکاب از شما نمی خواهم
من نپرسیدم از شما چیزی
پس جواب از شما نمی خواهم
جان بیدار من نیاشوبید
جای خواب از شما نمی خواهم
شعله را در چراغ من نکُشید
آفتاب از شما نمی خواهم



حسین منزوی

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

....

هیچ وقت نتونستم آدمایی رو که زیر بارون قدماشون رو تندتر میکنن تا به یه سر پناه برسن رو درک کنم !!!!

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

...

این روزها چندان برایم توفیری نمی کند که دل آسمان تیره و تار باشد یا آبی تر از همیشه !!!




+ رسما باختم باور کن !!